چهلمين سالگرد

انقلاب کبيرفرهنگی پرولتاريايیچين

 رابادفاع فعال ازمائويزم جشن بگيريم!

درماه اکتبرسال1949مائوتسه دون جمهوری دموکراتيک خلق چين رااعلام نمود.این به آن معنی که قدرت سیاسی ارتجاع وامپریالیزم درچین سرنگون گردیده است. اماهمه میدانستندکه هنوزنبردهای مهمی هنوزپیش روست وممکن مسئله بعکس برگرددوبورژوازی قدرت پرولتاریاراسرنگون سازد.هم کمونیستهااین مسئله رامیدانستندوهم عوامل بورژوازی. به اینطریق مبارزه پرولتاریاوسرمایداری درچین بعدازسال1949واردیک مرحله جدیدشدکه دریک سطح خیلی بالاتروظریف ترانجام مییافت. مرکزثقل  این مبارزه ازنظرسیاسی این بودکه پرولتاریاچگونه سیادتش راحفظ کند.چگونه سوسیالیزم رابسازدوبدون

آنکه به بورژوازی امکان بازگشت بدهدبسوی جامعه بدون طبقه به پیش برود. این مرحله یک جنبه بسیار مهم تاریخی نیزداشت وآن اینکه ازتکرارتجربه تلخ اتحادشوروی جلوگیری کند. این دو وظیفه عظیم خود بخودمسایل مهم دیگرازقبیل اهمیت جهانی تئوریک این مبارزه وتاثیرآن برمبارزات خلقهاوپرولتاریای جهان رامطرح میساخت. ازنظراهمیت تئوری اینمرحله بایدبه این سوال پاسخ میگفت که شکل دیکتاتوری

پرولتاریا،حفظ قدرت سیاسی وتداوم انقلاب درعصرامپریالیزم وانقلاب پرولتری چگونه بایداعمال شده و چطورازاحیای مجددسرمایداری جلوگیری کرد؟ پاسخ به اینسوالات شکل وماهیت دیکتاتوری پرولتاریارا  تکامل میداد، بالامی آوردوبه یک سلاح جهانشمول تئوریک پرولتاریامبدل میساخت. شرایط عینی ایکه این مبارزه دربطن آن انجام میشدنشان میدادکه دیکتاتوری پرولتاریافقط درشکلی که تاآنروزکشف شده بود،یعنی وجوددولت پرولتری وپیشبردساختمان سوسیالیزم تنهاازنظراقتصادی کافی نیست.زیراظهور سرمایداری دراتحادشوروی وغضب قدرت بواسطه رویزیونیستهانشان داده بودکه مبارزه پرولتاریااز طریق دولت وارگانهای سیاسی بابورژوازی قادربشکست کامل بورژوازی نمیباشد. زیرامیکانیزم سیاسی ارگانهای سیادت پرولتاریایعنی حزب ودولت وغیره میتوانندبه مخفیگاه عوامل بورژوازی مبدل شوند. دراین مخفیگاه هاست که آنهابه مدارج بالای حزب ودولت عروج میکنند. خروشف وبرژنف،لیوشائوچی، تینگ سیاوپینگ،لین بیائو،پینگ ته هوای وغیره همه دراین ارگانهامخفی شده بودندو ازآنجاهانظام پرولتری راتخریب میکردند. این مبارزه به اینطریق یک مسئله مهم فلسفی یعنی وحدت "دودریک"و تئوری تضادراواردعمل میکردوبعنوان سلاح برنده بدست توده هادرجهت حل تضاددرجامعه میسپرد.بنا به ایندلایل،این مبارزه علیرغم اینکه درچین انجام مییافت،نمیتوانست درمرزهای چین محدودبماند وبرمبارزات خلقهای تحت ستم وانقلابی دنیا موثرنباشد. همانطورکه جنبه فلسفی، تاریخی وتئوریک این مبارزه جهانی بود، ازنظرسیاسی پرولتاریاوخلقهای تحت ستم دنیا،کمونیستهاوانقلابیون  مخالف نظام کار مزدوری سرمایه رادریکطرف وتمام ستمگران،استثمارگران ومزدوران آنهارادرطرف دیگرقرارمیداد. امروزنیزوقتیکه ازاین مبارزه که انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریایی اوج آن است یادمیکنیم، تمام کمونیست هاوانقلابیون دنیادریکطرف به پشتیبانی ازآن صف میکشندوتمام امپریالیستها،اپورتونیستها رویزیونیستها، ترتیسکیست هاوشبه ترتیسکیستهادرجانب دیگرمی ایستند.

 

مبارزه چگونه به اوج خويش رسيدوانقلاب کبيرفرهنگی شروع شدوچگونه بپيش رفت؟

نگاهي برجوانب مختلف انقلاب.

 

مائوبتاریخ پنجم اگست 1966برروی یک پوستربزرگ نوشت "مرکزفرماندهی رهروان سرمایداری رابه توپ ببندید!".مائوتسه دون ورفقای راستینش صدهاملیون چینی رابرای نبردبارهروان سرمایداری فرا خواندند.آنهاحتی اینبارحزب رایعنی همان چیزیراکه درآثارکلاسیک مارکسیزم عمده ترین وسیله مبارزه طبقاتی پرولتاریاميخوانيم وبعضی هاحتی ازآن یک شیی"مقدس"ساخته اند، درمعرض آزمایش توده ها قراردادند. توده های ملیونی بایدآزمایش میکردندکه براستی حزب این وسیله مبارزه طبقاتی پرولتاریا هنوزهم کارآئی داردیااینکه آنراموریانه سرمایداری وزنگ بی تفاوتی ازکارانداخته وبه دستگاه نمایشی-رسمی مبدل ساخته است.

 

بتاریخ 8 اگست سال1966کمیته مرکزی حزب کمونیست چین 16نکته رابتصویب رسانیدکه بااین جملات

 آغازمیشوند[1]:"اگرچندبورژوازی سرنگون گردیده ولی هنوز هم تلاش میکندتاباتوسل به افکارکهن، فرهنگ، سنت وعادات طبقات استثمارگرتوده هارافاسدنموده،افکارشانرا تغیرداده واحیای سرمایه داری راممکن سازد. پرولتاریابایددقیقاخلاف آنراانجام بدهند: پرولتاریا بایددر همه مسایل با بورژوازی به مقابله برخیزد،درساحات ایدئولوژی،استفاده ازایده های جدید،فرهنگ،سنت وعادات برای تغیر دادن اذهان تمام جامعه.درحال حاضرهدف ماعبارتست ازمبارزه علیه اینگونه افراد

 

مائوتسه دون بتاريخ 5 اگست 1966برروی يک پوستربزرگ به خط درشت نوشت،"مقرفرماندهی آنهائی را که درراه سرمایداری گام گذاشته اند،بمبارد کنيد!"  مائو اين پوستررابرروی دروازه ورودی ساختمانی که در آن دفترمرکزی حزب کمونيست چين قرارداشت نسب کرد.

 

اين عکس،مائوتسه دون را با همان پوسترتاريخی معروف درماه اگست سال 1966 نشان میدهد.

 

 

   

دردستگاه حکمروائی که صاحب مقام بوده ودرراه سرمایداری گام برمیدارند، وانتقادوطرد"مقامات" مرتجع بورژوازی اکادمیک وایدئولوژی بورژوازی وسایرطبقات استثمارگروتغیرتعلیم و تربیه،ادبیات هنروتمام ساختارروبنائی دگرکه باساختاراقتصادی سوسیالیزم سازگاری ندارند،تابتوان نظام سوسیالیزم راانکشاف داده ومستحکم  سازیم"

بتاریخ 13اگست سال1966دستگاه خبررسانی انگلستانB.B.C.چنین گزارش داد:"پس از4 سال دایرشدن جلسه کمیته مرکزی،دراولین روزنشستش،اعلام کردکه چین یک"گام دیگربپیش را"برخواهدداشت.چنین بنظرمیرسدکه پکینگ مصمم است اندیشه های مائوتسه دون راگسترش داده همه"آنهائیراکه درراه سرمایه داری گام گذاشته اند"ازمیان بردارد"[2] .بدینگونه آغازانقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی بتاریخ 13اگست 966 ازرسانه های غربی پخش شد.

مائوتسه دون و کمونیستهای واقعی صدهاملیون چینی رافراخوانده بودکه متشکل شوندورهروان سرمایه داری رادرهرمقامیکه هستندموردبازخواست قراردهند.امااین به آن معنی نبودکه هرکس هرچه دلش

شدانجام دهد.رهنمود مشخص دراینمورداین بود:  " درهرجائیکه جروبحثی بمیان میآید بایدبردلیل

استوار باشدنه برزوروخشونت"[3]  . اکنون  دوران آرامش نسبی که به رشدعوامل سرمایداری وبالارفتن آنهابمقام های قدرت کمک میکرد، دیگربا تهدیدطوفان روبروبود. طوفانی که تاریخ هیچ وقت نظیرآنراندیده بود. طوفانیکه سالهادوباره بقدرت رسیدن سرمایداری رابعقب می انداخت.

 

  

 

جوانان انقلابی دسته دسته بسیج شده ودرشهروروستاهادست بفعالیت زده بودند.این دسته هاراگاردسرخ مینامیدند.گاردسرخ دسته های کوچکتری راایحادکرده بودکه بنام بریگادهای سرخ یادمیشدند.آنهابفابریکه هامیرفتند،باکارگران مصاحبه میکردند، اززندگی آنهابازدیدمینمودندونتائیج تحقیقات ومشاهدات شانرابه جلسه بریگادهاگزارش میدادندوبرروی آنهاببحث مینشستند. درتمام اینمواردمعیارکارمبارزه طبقاتی وعلم انقلاب وبویژه آثارصدرمائوبود. درراستای این مبارزه آنهاکارگران سربزیروآنهائیراکه داغ برجگر گذاشته تحمل میکنند پیداکرده ازآنهامیخواستندکه سرراست کنندوبچهره آنهائیکه خوش دارندآنهاسرشانرا پائین اندازندوچیزی نگویند،راست نگاه کنند.زنان که همیشه درجامعه  طبقاتی وبویژه جامعه طبقاتی تحت سرمایداری ستم میکشند، برای انقلابیون گاردسرخ موضوع بحث بود."زنان نصفی ازآسمان رابردوش دارند"وباید"خشم آنهارادربرکندن ستم واستثماررهاساخت"افرادگاردسرخ به زنان ودختران یادمیدادند که چگونه بپاایستندوسنت نازی نازی بودن راکناربگذارندوحلقه های زنجیرتفاوت بین آنهاومردان راکه جامعه طبقاتی آفریده است،درذهن شان نابودکنند. اكنون بایدزنان بیشتر از پیش متحدمیشدندوآنانیراکه میکوشیدنددوباره زن اسیروآله لذت جنسی مردباشند، به پرتگاه تاریخ می انداختند. زنان نیزمیدانستندکه هیچ نسل زن درسراسرتاریخ چنین فرصتی نداشته اند. به ایندلیل آنهاباخشم هزاران سال دوران اسارت زن رهروان راه سرمایداری  وفسادرا نقدمیکردند.

مائویستهارایگان رنگ،کاغذوقلم دراختیارتوده هامیگذاشتندتاآنهاآزادانه وسری انتقادات شان رابرروی پوسترهای بزرگ نوشته وبردروازه های ورودی فابریکه هاوکارخانه هاوسایرجاهانصب کنند. دههاهزار روزنامه ومجله بطورمجانی بحثهاانتقادات وپیشنهادات صدهاملیون انسان رابچاپ میسپردند. تنهادرشهر  پکینگ 900روزنامه درخدمت اجرای این مسایل بود. کارگران دسته دسته ازهرطرف درحالیکه پرچم های سرخ راحمل میکردندواردمیدانهای بزرگ شهرهامیشدند،توده هارابه تشکل فرامیخواندندوامپریالیزم وسرمایداری جهانی رابه نبردمی طلبیدند.دهقانان کارهارادرمزارع رهامیکردندوآمده به کارگران می پیوستند. آنهاشعارهای بزرگ راکه برروی آن نوشته بودند"رهروان راه سرمایداری راسرنگون کنید! ساختارقدرت ازپائین راایجادنمائید!"حمل میکردند."کارگرانقلابی"ارگان حزب کمونیست اضلاع متحده گزارش میدهدکه درشهرهای مختلف چین بیشتراز40 ملیون کارگردراین پروسه بغرنج شرکت ورزیده بودندتاقدرت راازعوامل سرمایداری بازستانند. تنهادرشهرشانگهای 700سازمان پرولتری تحت رهبری مائویستهای انقلابی بوجودآمده بودند. بدینگونه یک پنجم نفوس جهان علیه سرمایداری ونظام منفورآن بحرکت درامده بود. تئاتر،رسانه های خبری، فابریکه ها،اتحادیه ها،مزارع، بازاروبارک های نظامی همه وهمه بسنگرانقلاب علیه سرمایداری تبدیل شده بودند. چین درطلاطم بودودریای خروشان خشم توده هاعوامل سرمایداری رامیبلعید. طلاطم چین جهان وجهانیان دیگررابحرکت درآورده بود. درتکانهای این طلاطم بودکه انقلابیون افغانستان بی اساسی وپاگلینی نظام سلطنت خاندانی ومسخره بازی دموکراسی تاجداررامشاهده کردند.وجودچنین شرایط خارجی بودکه جنبش برای دموکراسی درافغانستان،بجهش کیفی

دست یافت وازحالت فرسودگی وانحطاطش که شعاربورژوازی ملی راحمل میکردبمرحله نوین یعنی دموکراسی توده ای یادموکراسی نوین تکامل نمود. بورژوازی ملی سال هاپیشترازآن درجهان باشکست دایمی وتاریخی روبروشده وبرعلاوه منحرف وفاسدکهن شده بود. جنبش برای دموکراسی توده ای یا دموکراسی نوین تحت رهبری طبقه کارگرازسالهاپیش بپدیده نوین جهانی ویگانه آلتنرناتیف استراتیژیک

تاریخی جوامع عقبمانده گیتی برای رسیدن به سوسیالیزم ارتقایافته بود. درچنین مواردی است که میتوان

ازنوین بودن حرف زدنه اینکه اگرببرک بجای امین وکرزی بجای ملاعمرنشانده شدافغانستان نوین میشود!

 از حيله دشمنان داخلي تاهجوومزمت دشمنان خارجي،

بتاریخ11جنوری سال1969"پروادا"مقاله کشاله داری رادرمزمت وهجوانقلاب کبیرفرهنگی تحت عنوان "مانورسیاسی دسته مائوتسه دون"بچاپ سپرد. چاپ انگلیسی آن که بواسطه Novosty Pressو بطوررسمی ازجانب انتشارات زبانهای خارجی ماسکوبنشرسپرده شده بودچنین آغازمیشود"واقعات چار سال گذشته نشان میدهدکه تلاش دسته مائوبرای دستیابی بقدرت بازهم وسیعترباسیاستهای آوانتوریستی که

 برایدئولوژی ناسیونالیستی خرده بورژوازی، درمخاصمت بامارکسیزم- لنینزم وانترناسیونالیزم پرولتری استواراست، موقعیت سوسیالیزم رادرچین بخطرمواجه میسازد. ایندسته درک کرده است که باروال عادی قادرنیست که مردم کارگرچین رابه اسباب بیزبان وگوسفندان مطیع مبدل ساخته وبه اهداف ضدمردمی و ضدسوسیالیستی شان دست یابند"[4]

.Zhong Wenxian نویسنده بیوگرافی مائوتسه دون،دراخیرکتابش به اشاره به انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریایی،مینویسد:"مائوتسه دون درسالهای اخیرعمرش مرتکب  اشتباهات بزرگی شد."[5]برای اینکه دیددلیل اینهمه فحش وناسزاگوئی میرزابنویسهای بورژوازی علیه انقلاب کبیرفرهنگی پرولتری چیست بایدجستجوکردودریافت که این انقلاب چه بهشت برین بورژوازی رابرهم زده وچه سلاح نیرومندی رادر اختیار پرولتاریای گیتی گذاشنه است؟

ازکتاب"چین: انقلاب ادامه یافت"نوشته جان مردل وگن کیسل بطورغیرمستقیم نقل میکنیم[6]"بعدازانقلاب ارضی، دهقانان بیزمین که صاحب زمین شده بودند، بارهبران محلی حزب رابطه خویشاوندی وخونی بر

قرارساخته وبه اینطریق یک قشرممتازدیگردربین دهقانان درروستابجای مالکین ارضی سابق بوجودآمده بود.اینقشربافاسدساختن مسئولین حزبی فسادرااشاعه میدادند".تنهاوجوداینگونه فسادکه درحقیقت امرنشان دهنده وجودعوامل بورژوازی دردستگاه اداری است نشان میدهدکه یک عصیان توده ای دیگرازجمله ضرورتهای تاریخی جامعه بحساب میرود.امااینگونه فسادهابخش کوچکی ازضرورت انقلاب کبیر فرهنگی بودنه تمام آن.علیرغم آنکه کمونیستهای واقعی درداخل حزب ودولت بافسادوانواع مختلف آن مبارزه میکردندولی این مبارزه کافی نبود. این مبارزه بخشی ازمبارزه بزرگ بین پرولتاریاو بورژوازی

 در مقیاس تاریخی بودوتکامل می یافت وبه رویاروئی منجرمیشد. چندی ازدلایل عینی این رویاروئی  را مورد گفتگو قرارمیدهیم: موضوع قرارداد کار، کارگران رادرنظربگیریم. درنظام سوسیالیستی موسسات بزرگ تحت ملکیت دولت قرارداشته ودرحقیقت امرتحت ملکیت پرولتاریامیباشند.یکی ازپایه های سیادت

یادیکتاتوری پرولتاریاازنظراقتصادی نیزاین میباشد.لیوشائوچی قانون رفرم کارراپیشنهادکرد. دراین رفرم پیشنهادمیشدکه کارگران نبایدقرارداددائیمی داشته باشند. کارگران بابدازطریق قراردادموقتی شامل کارشوند. این پیشنهادظاهراخیلی معمولی بنظرمیرسدولی اگر دقیقا به آن توجه کنیم می بینیم که لیوازاین  طریق کارگران رادریکطرف قرارمیدهدودولت رادرجانب دیگر.ازنظرسیاسی معنی اینکارجدائی دولت

ازپرولتاریااست. ازنظراقتصادی پرولتاریارازملکیت این موسسات تولیدی خلع یدمیکند. دراینصورت دولت که بایدیکی ازموسسات سیاسی پرولتاریاباشدبیکی ازموسسات سیاسی بورژوازی  تبدیل میشود.می

بنیم که عوامل بورژوازی باچه سادگی وحتی بهانه"خیرعامه وبالابردن سطح تولید"میکوشنداساسی ترین پایه های سیادت پرولتاریاراموردحمله قراردهند،موسسات تولیدی راازدست کارگران خارج ساخته وآنها رابه فعالین مزدبگیروقراردادی تبدیل کنند.

 

گفته میشودکه لیوشائوچی درسال1956هنگامیکه دراتحادشوروی باندخروشف شعارگولاش برای خانواده

ها،رابلندکرده،بود،یکدسته ازروشنفکران بورژوارابرای مطالعه وتحقیقات درامورقانون کاربهآنجا فرستاده بود. اکنون اکادمیسینهاودانشگاهی های رویزیونیست چینی وسایر ممکالک تاسف میخورندکه اجرای این قانون نامه درسال 1956بدلیل بسیج توده ایکه مائوتسه دون تحت نام"گام بزرگ به پیش" بوجودآورد"بدبختانه"عملی نشد !لیوشائوچی درسال 60باردیگرمانندروح شیطان واردعمل شد. اواینباراز طرح"قراردادکاربرای تمام کارگران"صرفنظرکرده وطرح"شیطانی"دیگرراریخت که بنام"طرچرخهای

موازی"معروف است. لیوشائوچی درطرح چرخهای موازی پیشنهادمیکندکه"فابریکه هاودستگاه های خصوصی بایدحق داشته باشند که کارگران راباقراردادموقتی استخدام کرده ودراستخراج معادن بایداز دهقانان استفاده شود. موسسات خصوصی بایدمجازباشندکه تعدادکارگران ومستخدمینی که قرارداددایمی دارندراتقلیل بدهند"اکنون گفته میشودکه" بدبختانه اینبارنیز این طرح نبوغ آمیز!باخیزش توده هادرانقلاب کبیرفرهنگی،برهم خورد"!تینگسیائوپینگ درسال1979این رفرم قانون کاررادراولین روزهائیکه بقدرت رسیدمورداجراقرارداد.

امادرمقابل این طرحات،طرحهای مائویستی چگونه بودند؟درسال 1960کارگران فابریکه ذوب آهن آنشان

یک اصولنامه چندماده ای راطرح کردندکه بقرارزیرین بود:

1-     سیاست رابرسایرامورمقدم میشماریم.

2-     ازرهبری حزب جانبداری میکنیم،

3-     ازبسیج توده ای پشتیبانی کرده وخوددرآن شرکت میکنیم،

4-     کادرهابایدبطورسیستماتیک درکارهای تولیدی وکارگران درکارهای اداری سهیم شوند،

5-     تمام قوانین غیرمناسب بایداصلاح شده ووحدت کارگران،کادرهای حزبی،تکنیسینهاوتکنالوژی بایددرراه اعتلای انقلاب قرارگرفته وانقلاب صنعتی راامدادرسانند.

مائوتسه دون در22 اپریل سال1960تصویب کردکه این قانون نامه درتمام موسسات دولتی بایدبعنوان رهنمودمورداستفاده قرارگیرند. مائواین قانون نامه را"اصولنامه آنشان "نامید.[7]

یک مثال دیگر: کمون های توده ای را درنظر بگیرید.بعدازتصرف قدرت سیاسی حزب تحت رهبری مائوشعار"داوطلبی ومنافع همگان"رابلندکرد.دهقانان درجهت استفاده اززمینهای بایربسیج گردیده وکمون های توده ای رابوجودآوردند. کمون هااولین ملکیت توده ای یاملکیت کلکتیودهقانی بودند. برنامه دولت درمورداین کمونهاازقابل استفاده کردن زمینهای بایرگرفته تاآبادی ومیکانیزه کردن آنهاقبل ازقبل وجود داشت.لیوشائوچی وتینگ سیائوپینگ درسالهای اول 1950پیشنهادکردندکه دولت بایددرموردکمونها سیاست دیگررادنبال کند.آنهاپیشنهادمیکردندکه اگرزمین راازاختیارکمونهاخارج ودراختیارافرادقراردهیم وآنوقت هرفردرامیتوان با خریدمازادتولیدبه قیمت گزاف میتوان تشویق کرد. درسال1956جهش توده ای"گام بزرگ به پیش"این قصدشیطانی لیو-تینگ راعقیم گذاشت. این قصدشیطانی نظم مالکیت همگانی

(کلکتیو)رابرهم زده وشیوه مالکیت خصوصی رابوجودمی آورد.

بدینسان صدهازمینه رامیتوان نام بردکه درآن عوامل سرمایداری میکوشیدندقصدهای شیطانی وخیانت بارشان راعملی سازند. این قصدهای شیطانی تا زمانیکه ماو.تسه دون زنده بودبابسیج های عظیم توده ای

عقیم گذاشته میشد. هربارکه یکقصد خیانت بارویک نقشه شیطانی طرح ریزی میشد، رویزیونیستهای اتحادشوروی و مزدوران مسلکی سرمایداری چشم به امیدمی نشستندوهربارکه این قصدها ونقشه ها عقیم گذاشته میشدآنهابساط دادوفریاد وبدگوئی را می گستردند. به اينطریق می بینیم که چرارویزیونیستها، اپورتونیستها،ترتیسکیستهاوشبه ترتیسکیستهای"کارگری"ازمائوتسه دون ومبارزاتش علیه عوامل سرمایه داری نفرت دارند. به ایندلایل بودکه رویزیونیستهای اتحادشوروی برگلیم هجوانقلاب کبیرفرهنگی نشسته بودندوآنرابحال سوسیالیزم"مضر"میخواندند!و Zhong Wenxianرویزیونیست ونویسنده بیوگرافی مائو میگویدکه اودراخرعمرش مرتکب اشتباهات شد.

 

استراتيژی تينگ سيائوپينگ خاين براي برانداختن سوسياليزم وقدرت طبقه کارگر

  

امروزدرچین کارگران سوانح ومقدارتجربه کارشان رابرکاغذنوشته وآنرابگردن شان آویزان ودرکوچه وبازارمیگردند.سیاحانی اروپائی وامریکائی بااندک انگیزه سیاسی متمایل به"چپ"هنگامیکه ازسفرشان به چین برمیگردنددرجلساتی که ازجانب کمونیستهاویاانستیتوت های شناسائی آسیابرگذارمیشوندشرکت و چشم دیدشان راقصه میکنند. دریکی ازجلساتی که کمونیستهای فلیپین برای پذیرائی ازپروفیسرپائویو چینگ نویسنده رساله"دردفاع ازمیراث مائوتسه دون"درماه اپریل سال 2006ترتیب داده بودند،یکی ازسیاحانی که تازه ازچین برگشته بودازوضع زندگی کارگران قصه کردکه صاحبان کارگاه های کوچک ومتوسط برچوکی پیش روی رستورانهامینشینندوهنگام عبوراینگونه افرادبه آنهااشاره میکنندکه نزدیک شوند. کارگران میدانندکه بایدآنقدربه این افرادنزدیک شوندکه آنهابتوانندشرح سوانح ومقدارتجربه کارشان رابخوانند،نه بیشترازآن. کارگران چین چگونه به این بدبختی وبیچاره گی رسیدند؟

 بعدازمرگ مائوتسه دون درسال1976سرمایداری طی یک کودتاحکومت پرولتاریارادرچین سرنگون ساخت. سرمایداری  گام بگام امتیازات خلق راغضب کرد.تینگ سیاوپینگ هنگامیکه درسال1979بقدرت

رسید، گفت که بخاطرعبورازرودخانه بایدپاهای خودرابرروی سنگهای زیرآب گذاشته وبسرعت برداشته

وبه آنطرف خودرارساند. برای اینکاربایداجازه دادکه نخست یکعده محدودی ثروتمندشوند. اوودارودسته اش یک استراتیژی حیله گرانه راعلیه طبقه کارگروامحای مالکیت سوسیالیستی اتخاذکردندکه  ما دراینجا چندنمونه ازاجزای این سیاست راشرح میدهیم:

1-الغای کمونهای توده ای،

2-رفرم ساختاری

3- اجرای قوانین کار.

تینگ ودارودسته باالغای کمونهای توده ای دهقان خرده مالک رابوجودآوردندوسپس اعلان کردندکه هردهقان که ازمقدارمعین زیادترتولیدکند،دولت آنرابجای 20%بقیمت 50% یعنی دونیم برابرازاومیخرد. دهقانان فکرکردندکه این خیلی خوب است وبه انحلال کمونها تن دردادند.درسال1984یعنی 5سال بعداز توطئه 20% به 15% تقلیل یافت ولی دولت اعلان میکردکه زندگی دهقانان چین بسیارخوب شده وآنها اکنون واردیک سطح زندگی بهترگردیده اندوبه ایندلیل بایدبه آن توجه بیشترمبذول داشت. درسال 1995-1996،آن15%به 1% تقلیل یافت ودرسال1997دولت اعلان کردکه دهقانان بایدمحصولات کشاورزی راازطریق موسسات دلال بفروش برسانندکه دراینصورت همان1%سودیکه بایدعایددهقانان میشدبحساب این موسسات سرازیرمیشود. به اینطریق ازسال 1979تاسال1997طی 18سال تینگ واخلافش مالکیت توده ای رابه مالکیت خصوصی تبدیل نمودند. نتیجه سیاسی این استرتیژی جداساختن دهقانان ازکارگران  ومنزوی ساختن طبقه کارگربود.

تینگ وباندش درسال1985رفرم ساختاری راروی دست گرفتند.رفرم ساختاری به این معنی که دردوران سوسیالیزم موسساتی که تحت ملکیت دولت قرارداشتندافاده های"سود"و"نقص"رانمی شناختند. اگراین موسسات  مفادمی آوردند،آن پول بحساب دولت سرازیرمیشدوبهمینصورت اگرآنهاتاوان میکردند،تاوان آنهانیزازجانب دولت جبران میگردید.اگردرجائی صنایع سنگین تاسیس میشد،حتی اگرآنهاعلی العجاله پول آورهم نمیبوند،مخارج موردضرورت آن ازخزانه ملی پرداخت میشد.این راهی بودکه دولت ازآن طریق اقتصادرااداره میکرد اماتینگ وباندش درسال 1985 مسئله"سود"و"نقص" رامطرح ساختند.آنها موسساتی راکه پول بیشترتولیدمیکردندرجحان داده وبیشتربرروی آنهاسرمایگذاری کردند. به اینگونه اهمیت واولویت موسسات رامقدارسودیکه تولیدمیکردتعین مینمودنه نقش آن دراقتصادکلکتیوسوسیالیستی وسیاست کلی پرولتاریایی. هرجائیکه پای"سود"مطرح باشدحرف"مدیر"و"رئیس" نیزمطرح میشود. تینگ وباندش حقوق وامتیازات مدیران وروسای شرکتهاوموسسات رابطورسرسام آورافزایش داده و اختیارات آنهاراتاحدفروش موسسات دولتی بالابردند. آنهاموسسات دولتی راببهانه اینکه"خوبکارنمی کنندودولت ضرر میکند"بهفروش میگرفتندومیفروختند.هراندازه که این موسسات وفابریکه هاازاختیارات دولت خارج وخصوصی  میشدند، بهمان اندازه کارگران آنهاامتیازات قرارداددایمی شان راقانوناازدست میدادندوبیکارمیشدند. دراوایل دهه 90 بیشترازده ملیون کارگربیکارشده بودندکه درکوچه وخیابان بدنبال کارمیگشتند.

درسال1989محصلین درمیدان بزرگ تین آن مین علیه بعضی ازسیاستهای دولت دست بتظاهرات زدند. دراین تظاهرات کارگران نیزشرکت ورزیده بودند. این مسئله تینگ وباندش راوارخطاساخت. تینگ وباند تصمیم گرفتندکه بین کارگران وهمه آنهائیکه روشنفکرحساب میشوندازنظراقتصادی خط بکشند.آنها شروع کردندبه رشوه دادن مقامات دولتی وروشنفکران. این کاربین کارگران وروشنفکران ازنظرسطح زندگی واحساس بضرورت انقلاب نیزتفاوت ایجادنمودوکارگران رابیشترمنزوی ساخت.

 درسال 1979تینگ وباندش بمجردیکه برقدرت تکیه زدند، قوانین ورفرم کارراکه لیوشائوچی نوشته بود عملی ساختند.اینهانمونه های اندکه ماازمیان صدهانمونه دیگرانتخاب کرده ایم. ما معتقدیم که به این مسئله  بایدازاین دیدگاه نگاه کردکه هرطبقه هنگامیکه قدرت سیاسی رادردست میگیرد تمام زیروبم، هست وبودو

داروندارجامعه رابرمنافع وخواست طبقاتی خودباطرح یک استراتیژی پله ای، تغیرمیدهد.

 

چين امروز

 پروفیسورپائویوچینگ مدافع میراث انقلابی مائوتسه دون مینویسد:"اگرهرم جامعه چین رابه پنج طبقه تقسیم کنیم، طبقه اول،یابالاترین طبقه آن،مالک 50%تمام عوایدچین میباشد. طبقه پائین آن فقط 4.7% آن راسهم میبرند.آنهائیکه ثروتمنداندازسطح ندگی بی اندازه خوب برخوردارمیباشندوبایداضافه کردکه ثروت آنهاازطریق مجاری رسمی بدست آمده است. منابع این ثروتمندی فساددولتی، فروش مایملک دولت وداد وستدهای دیگرمیباشند."[8] پائویوچینگ ادامه میدهد"درچین امروزیک مزاق رواج یافته وآن اینکه اگرشما تمام مقامات دولتی رابجرم فساددستگیرکنیدوسپس آنهاراشماره بزنیدوآنهائیراکه شماره شان اعدادجفت اند(2و4و6و8...)اعدام کنید،بازهم به عین تعدادفاسددردستگاه دولتی باقی میماند".پائو یوچینگ شرح دادکه حقوق یک کارگراز600 ین(74 دالرامریکائی)تا1000ین میباشد.دهقانان وکارگران مضاف برسیه روزی ایکه ازنظراقتصادی نصیب شان است، ازجانب پولیس ومقامات دولتی نیزباخشنترین وجه پذیرائی میشوند.حزب کمونیست برسرقدرت ودولت،خشونت وسرکوب رابطورسیستماتیک پیاده وعملی میکنند. پائویوچینگ دراینموردخاطراتش راچنین شرح میدهد"دریکی ازشهرهائیکه من بودم مردم نقل میکردندکه دودختررایک روزپولیس ایستادمیکندومیگویدکه برای بایسکل شان نمره هویت درست تهیه کنند.فردای آن بازهم یکی ازآندختران راایستادمیکندومیگویدکه چراشماره هویت درست برای بایسکلش تهیه نکرده است وسپس هردودخترراتوقیف میکند. چندروزبعدجنازه ایندودختررادرحالی که به هردوی آنهاتجاوزشده

بود، پیدامیکنند.تمام شهربه حرکت درمی آیدومردم ازمقامات میطلبندکه آنهائیراکه مرتکب این جنایت شده اندمجازات کنند.مقامات پولیس بجای مجازات جنایتکاران، یکنفربیچاره وبیغرض دیگررادستگیرو تحویل خانواده دختران مقتول میکنند.آنمردزندگی اشرابه مبلغ 10000ین ازخانواده های دختران بازمیخرد"[9]

اوضاع درروستاهانیزبهترازاین نیست.صاحبان زمین درحال حاضرباخشونت بیشترازملاکین دردوران قبل ازانقلاب بادهقانان رفتارمیکنند.یک انجنیرمتخصص ساختمان اروپائی که برای یک شرکت ساختمانی هالندی درچین کارمیکنددرجلسه سخنرانی خانم پائویوچینگ قصه کردکه شاهدبوده دهقانان بخاطرشکایت ازحکام محلی راهی پکینگ شده ولی دروسط راه بقتل رسیده اند.همین فردگفت که اگریک دختردریک منطقه ثروتمندشانگهای یاپکینگ یایک شهردیگرفاحشه باشدپدرومادرش افتخارمیکنند.

پائویوچینگ میگوید"حزب کمونیست چین دیگراعضایش راازمیان کارگران ودهقانان انتخاب نمیکند.کار گران ودهقانان دگرنمیتوانندعضوحزب کمونیست چین شوند! نسل نوچین ازگذشته وانقلاب نسل پشین کاملابی خبراندمن بابسیاری ازچینی هاکه صحبت کردم آنهاحتی نمیدانندکه اسلاف شان چه سنت انقلابی

پرافتخارداشته اند. حزب کمونیست کنونی حاکم برچین همه چیزاست بغیرازکمونیست. این حزب تمام عناصر سوسیالیزم را نابود کرده است "[10]

"امروزبسیاراندافرادی که تصورمیکنندچین مرکزیک قدرت کاپیتالیستی خواهدشد. امااین یک تصور واهی است زیرااقتصادکشاورزی چین عقبمانده وانقلاب ارضی کاملابرگردانده شده است.جنگلات در بدترین وضع است. بازارداخلی بنابه پائین بودن دستمزدکارگران یک بازارکوچک میباشدو90%فابریکه هابیشترازظرفیت شان بکارگرفته شده.چین بااستفاده ازواردات ظرفیت استخدام وعایدات ایجادمیکند. اضلاع متحده بزرگترین صادرکننده میباشدکه ازچین پول قرض میکندتاازچین بخرد. چین به صنعت و واردات خارجی وابسته است. رژیم کنونی چین عضویت درسازمان تجارت جهانی رابقیمت بسیارگزافی بدست آورد. آنهاصنایع خدماتی راازبین بردندوبجای آن صنایع الکترونی،کامپیوترودواسازی راآوردند. درسال 2010بانک های خارجی مانندبانکهای ملی کارخواهندکرد. ازجمله 1000بانک مهم درچین، چین فقط مالک 16آنهامیباشدکه ازاین16 بازهم 15آنهابواسطه بانکهای خارجی کنترول میشود.Bank of America (یک بانک امریکائی)ویک بانک انگلیسی Royal Bank of Scotlandملیاردهادالررا بخاطرخریدن بانکهای محلی سرمایه گذاری میکنند. درطی 25 سال اخیرمحیط زیست ومنابع طبیعی چین شدیداصدمه دیده اند. قحطی آب روستاهاراتهدیدمیکندومنابع دیگربطوروحشتناک موردبهره برداری قرار گرفته اند.بطورخلاصه رشد سرمایداری درچین اصلی وپایه ای نیست."چین بیک ابرقدرت تبدیل میشود" فقط یک تبلیغات امریکائی است.اماتینگ وباندش برای همیشه دربطن تاریکی های تاریخ نمیتوانندپنهان شوند.بافراگیری فقر،قحطی،خرابی محیط زیست وبیکاری خیانت تینگ وباندبرملامیشود. امروز، ایامی است که کارگران چین برمیگردندومیپرسندکه چه واقع شدبه ایندلیل چین آهسته آهسته ازتاریکی بیرون می آید"[11].

 

  جنبش های ضدرژيم درچين،

با اين اوضاع پیدايش ورشدجنبشهای ضدرژیم وسپس رشدآنها بجنبشهای انقلابی و کمونیستی یک امر اجتناب ناپذیراست.درچین کنونی هرسال بیشتراز70000تا80000(هفتادتاهشتادهزار)اعتصاب توده ای صورت میگیرد.هرروزدرچین بطوراوسط بیشتراز205اعتصاب بوقوع میپیوندد.بعضی اوقات اعتصاب  های بزرگ نیزواقع میشودکه بیشتربقیام های توده ای شبیه است تابه اعتصاب. قیام تاچینگ،یکی ازاین قیام های  بزرگ است.اگردرچین یک حزب کمونیست مائویستی میبود،قیام تاچینگ یک"خیزش خزانی"  دیگردرتاریخ بود. درماه اپریل سال2001مردم تاچینگ شاهدیک خیزش، یک یادآوری ازدوران قهرمانی های خلق چین ویک بازگوئی ازفرهنگ خیزش وشورش بودند. دراین شهربودکه کارگران درپاسخ به برکناری چندتن ازهمزنجیران آنها ازکاردست به اعتصاب زدند.بزودی70000کارگردستازکاربرداشتندو به اعتصاب پیوستند.چندنفرازکارگران که ازشدت خشم بین"عقلانیت"و"احساسات"نتوانستندفرق بگذارند  دفترولسوال رابمب گذاری کرده، ولسوال،معاون اوومسئول محلی حزب و9تن دیگربشمول سه نفرازکار گران راکه درحادثه شرکت داشتند، ازبین بردند. دولت بخاطرسرکوب قیام 50000سربازتادندان مسلح رابه تاچینگ اعزام داشت. سربازان آمده شهروفابریکه هارامحاصره کردند. تانکها،عراده های زرهی وتسلیحات سبک وسنگین ارتش رابرسرچارراهی هاومناطق گرهی تاچینگ بنام"اعاده امنیت"به نمایش گذاشتند.آنهاتصورمیکردکه کارگران مسئله راحل شده ودولت رابرنده خوانده سربزیربرپستهایشان بکاربرمیگردند. آنهابه راحتی میروندوعاملین قیام ونا آرامی رادستگیرومجازات میکنند.اماکورخوانده بودند زیراکارگران تاچینگ برای یک نبردمسلحانه باارتش 50000نفری آماده میشدند.سربازان درحالیکه شهروفابریکه هارادرمحاصره گرفته بودند،کارگران چندین حلقه محاصره شدیدرابه اطراف آنهاتشکیل دادند. محاصره شهروفابریکه هاتوسط سربازان وسپس محاصره سربازان بواسطه کارگران مدتهابطول انجامیدتااینکه هشت ماه بعددولت مجبورشدکارگرانی راکه ازکاربیکارشده بودندجبران خساره نموده وسربازانش راازحلقه های محاصرکارگران نجات بدهد.

کارگران پیروزی شانراجشن گرفته ویک بنای یادگارباعظمت بیادبودسه تن ازکارگران شهیددرمرکز شهرتاچینگ بنانهادند. پروفیسورپائویوچینگ دراینموردگفت:"آن کارگران ممکن است درنظردولت و حزب حاکم جنایتکاران وماجراجویان بحساب آیندولی برای کارگران تاچینگ،آنهاکارگران قهرمانی هستندکه سزاواربنای یادبودمیباشند"[12]

مایقین داریم که هیچ جنبش کارگری بدون وجودعنصر آگاه ورهبری کننده متشکل یعنی حزب کمونیسنت نمیتواندبجنبشهای"سرمایداری برانداز"مبدل شوند. ممکن است جنبشهای کارگری اوج بگیرند ورژیم را سرنگون کنندولی فقط یکنوع سرمایداری را سرنگون ساخته اند ونوع دیگری را با تغیرنام وسرخاب وسفید آب رفرم بوجود آورده اند. برای سرنگون ساختن سرمایداری درچین شرط اول تاسیس یک حزب مائویستی میباشد. همانگونه که افغانستان به یک چنین حزب انقلابی مائویستی نیازدارد، چین نیزبه آن نیازمندمیباشد. همانگونه که افغانستان یک روز یک چنین حزب مائویستی انقلابی ایراخواهد داشت که خلق را دربرانداختن اشغال امپریالیزم، فئودالیزم وسرمایداری کمپرادور رهبری کند،کارگران وخلق چین

نیزسرانجام ارگان پیش آهنگ مائویستی خودراتاسیس وچین راازسلطه کمپرادورها،امپریالیزم، ملاکان نوولوث اخلاف لیوتینگ رهاخواهندساخت.مابرای تعریف وضع کنونی گفته مائوتسه دونراتکرارمی کنیم

"هنگامیکه آسمان راپوششی ازابرهای سیاه فراگرفته بودمایادآورشدیم که این فقط پدیده ای موقتی است. ظلمت وتاریکی بزودی وداع خواهدگفت وسپیده صبحگاهی  مژده ورودخواهد داد"[13]

انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریایی چین برای افغانستانیهای انقلابی وپیشروکه نجات خلق افغانستان ورهائی بشریت راازچنگ امپریالیزم وارتجاع میخواهند،ازاهمیت عظیمی برخورداراست.زیرااین انقلاب بودکه شرایط خارجی ظهورسازمان جوانان مترقی، شگوفائی جنبش دموکراتیک نوین واشاعه مارکسیزم- لنینزم –مائویزم وظهوررهبران بزرگ انقلابی ومائویست نظیررفیق شهیداکرم یاری ورفقای همرزمش راممکن ساخت. دست آوردهای انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریایی برای ماافغانستانیهادرجهت تاسیس یک حزب کمونیست واقعی ومبارزه بارویزیونیزم،اپورتونیزم، پاسیفیزم وفتالیزم بسیارمهم است.

 

 

زنده باد مارکسیزم- لنینزم –مائویزم!

مرگ بر امپریالیستهای اشغالگر!

مرگ بر فئودالیزم، سرمایداری کمپرادوروارتجاع

درس های انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریی رابسلاح مبارزه علیه رویزیونیزم، شبه ترتیسکیزم واکونومیزم مبدل کنید.

ازدرسهای انقلاب کبیر فرهنگی پرولتاریایی برای تاسیس حزب مائویستی افغانستان بیاموزیم!

 

مائويست های افغانستان،

سيپتامبر 2006

 

به اين آدرس با ما مکاتبه کنید

 

P.O. Box 1

Station H

Montreal, Quebec

H3G 2K5

CANADA

 


 

[1] Although the bourgeoisie has been overthrown, it is still trying to use the old ideas, culture, customs and habits of the exploiting classes to corrupt the masses, capture their minds and endeavor to stage a come-back. The proletariat must do just the opposite: it must meet head-on every challenge of the bourgeoisie, in the ideological field and use the new ideas, culture, customs and habits of the proletariat to change the mental outlook of the whole of society. At present, our objective is to struggle against and such those persons in authority who are taking the capitalist road, to criticize and repudiate the reactionary bourgeois academic "authorities" and the ideology of the bourgeoisie and all other exploiting classes and to transform education, literature and art and all other parts of the superstructure that do not correspond to the socialist economic base, so as to facilitate the consolidation and development of the socialist system.

 

[2] -China has announced plans for a "new leap forward" after the first meeting in four years of the Communist Party's Central Committee.The blueprint unveiled by the committee shows Peking's determination to spread the words of leader Mao Zedong and purge all those "who have followed the path of capitalism".

 

 

[3]- :کارگرانقلابی، ارگان حزب کمونیست اضلاع متحده "Where there is debate, it should be conducted by reasoning and not by force."

[4]-به نقل از کتاب China, The Revolution Continued ، چاپ سال 1970، صفحه 11

[5] - Mao Zedong, Biography, Assessment- Reminiscencesچاپ پکینگ، صفحه 14

[6] - جان میردل وگون کیسل درسال 1962دریک روستای کوچک چینی بنام لیونگ لینگ زندگی میکرده ودرسال1969به این روستابرمیگردند. این دونفرمشاهده میکنندکه روستای لیون لینگ آنقدرتغیرکرده که آنهاآنرانمیشناسند. جان میردل میگویدکه انقلاب کبیرفرهنگی پرولتاریائی مرانیزتغیرداد.آنهادراین روستامیبینندکه دهقانان برخلاف7سال قبل،به ابتکارخودشان جلسه عمومی اهالی روستارادعوت میکنند،مسایل روزمره فعالیتهای شانرابه بحث میگیرندواستنتاجهاوفیصله های شان رابامسئول حزبی روستادرمیان میگذارند.آنهادفتراداره دولتی دهکده راتحت نظرداشه وهمه اهالی رادر تخاذتصمیم سهیم میسازند. درحقیقت دولت، حزب وتوده هادریک همآهنگی منظم کارمیکنند.

[7] - ازمقاله پروفیسرپائویوچینگ "دردفاع ازمیراث مائوتسه دون".

 

[8] - سخنرانی پروفیسر پائویوچینگ که دردعوت حزب کمونیست فلیپین دراتریخت درهالند، ایراد شده است.

8- همانجا.(خانم پروفیسورپائوچینگ – استادبازنشسته دانشگاه MarygroveدرایالتMichigan اضلاع متحده میباشد که فعلادر شهرتاچینگ درتایوان زندگی میکند. مادراین نوشته ازچندین سخنرانی ونوشته اوکه درBulatlatبنشر سپرده شده استفاده کرده ایم)

9- Bulatlat   Vol 5.No. 34.October 2005.  China : a Cauldran of Looming Conflict with  2000 demonstration every day 

 

[11] -همانجا

[12] - از متن سخنرانی پروفیسور پائویو چینگ درشهر اتریخت هالند به دعوت حزب کمونیست فلیپین.

[13] -نقل وقولهائی از آثار فصل جرائت بمبارزه وجرائت برای کسب پیروزی—ص.91